الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

41

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

آسانى بپردازد . ولى دو بار و ده‌بار و صد بار كه اين كار را كرد صفت كرم در وجود او زنده شده و رسوخ مىكند و ملكه مىشود يعنى حالت راسخ و ثابتى در نفس مىگردد . آنگاه مثل آب خوردن انفاق و جود و بخشش مىكند و هكذا در شجاعت و . . . جناب مظفر به اين سخن مشهور اعتراض دارد و مىفرمايد : اگر خلق به اين معنا باشد پس بايد به نزد شخص شجاع و كريم صفت شجاعت و كرم حسن و بايستنى باشد . و در نزد شخص ممسك و بخيل و جبان صفت بخل و جبن حسن و بايستنى باشد . چون اين خلق و حالت براى او ملكه شده . درحالىكه چنين نيست بلكه همگان حكم مىكنند به حسن شجاعت و كرم . و قبح جبن و امساك حتى شخص جبان و ممسك او هم جبن را تقبيح و شجاعت را تحسين مىكند . ولى در جاى خود يعنى در صحنهء پيكار نمىتواند از خود اظهار شجاعت كند و يا در موضوع انفاق ببخشد . سپس خود مرحوم مظفر مىفرمايد : حق آنست كه مراد از خلق و خلقيات اين است كه : خداوند متعال در روح انسان قوه‌اى آفريده بنام دل و قلب يا ضمير و به وسيله او انسان ادراك مىكند محاسن و مقابح افعال را و اين قوه در همه انسانها وجود دارد و لذا همگان بطور مساوى حكم مىكنند به حسن و قبح كارها و اين قوه فضائل را از رذائل تشخيص مىدهد . و اين قوه باطنى حجت است از خدا بر عباد كه فرداى قيامت آنها را مؤاخذه مىكند و اين منادى باطنى همواره ما را به سوى فضائل دعوت و از رذائل بازميدارد . و لكن كمتر انسانى مىشود كه به نداى اين منادى ربانى گوش جان فرادهد و دستورات او را جامه عمل بپوشد مگر انسانهائى كه از هواها و هوسها بريده و لختى در كتاب نفس خويش غور كرده و اين كتاب را به مطالعه نشسته باشند آنها هستند كه اين نداى روح‌بخش و هشداردهندهء منادى ملكوتى را مىشنوند . 4 - چهارم از اسباب و موجبات حكم عقل عملى به حسن و يا قبح برخى از افعال عبارتست از وجود انفعالات نفسانى كه در انسانها هست . توضيح اينكه : در روان هر فردى از افراد بشر يك سلسله حالات و خصلتهاى روانى وجود دارد كه بطور غريزى و فطرى در ساختمان وجود او به وديعت نهاده شده و يك